هستم ... نیست... هستیم ... نیست...
زبان فارسیم هم خراب شد ... برگرد ..........................................................
دیگر نه "شلوار پاره" نشانه ی "فقر" است .... نه "سکــوت" علامت "رضــایت".... دنــیـــــــــــــــای غـــریـبـیــست ارزشـــــــــــها "عـــــــــــــــــــوض" شـده اند و "عـــــوضــــــــــی هــا"، بــا ارزش....
اوهووووم :((((((((((
سلام لیلی جووووون... خوبی.. عکسی که گذاشتی عجیب خوشم اومده ازش:-) :-*
سلام عزیزم....:)قربونت... :)))ای جانم... :)))
سلام، چطوری؟! خیلی قشنگ بود! چیز دیگه ای ندارم بگم
سلام.. خوبم :)ممنونم :))))
خوب بود به اختصار
ممنونم:)
این روزها فقط باید دل هایی عاشق شوند که تحمل دیدن خیانت را داشته باشند...!
اوهووووم :(
کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند. کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی پای هر خداحافظی یاد میگیری که خیلی میارزی. "خورخه لوئیس بورخس"
اما دیر... دیره دیر.. موقه ای که هیچ چیزبرایم نمانده جز گرد پیری:((
برگرد................................ تنهایی سردمه... من عادت نکردم به شبهای سردم به این که نباشی نه عادت نکردم
:((((((.....هعییییی
خخخخ چه باحال
الان این کوجاش خنده داشت.... :|
آخــــــــــی الهی عکس هم خیلی قشنگ بود. آپم عزیزم
:((:)میام... :)
سلووووم. وب جدیدمونه حتما سر بزنیاااااا
سلااااااااااااااممیام :)
ماندن بهانه میخواهد و نوشتن دلیل!!! بهانه ام کو ! کجاست..! میخـواهم بمانم ! بنویسم ! بیـا بـــرگـــــرد از قلمـــروت دفـاع کن . . . دارنـد فتــح ام می کنند غمـــــها ...!
اوهووووم... :(((
سلام لیلی خانوم !
سلاااااااااام آقا مصطفی :)
:-)
:)
نمیدونم ولی وقتی خوندمش خندم گرفت
پررووووو :)))
برگرد.. گاهی نبودن خیلی ها بهتر از بودنشونه.. بس کمی دردعاهایمان تفکر کنیم...
شاید همینطور باشه... :(
شـده بعضی وقتـا یهــو دیگه دوستــشـ نـداشتـــه باشی؟ بـه خودتـــ میگــی اصــلا واسه چی دوستــش دارمـ؟ مگه کیه؟ مگه واسمـ چیـکـار کرده؟ ... مگه چی داره کــه از همه بهتر باشه؟ اصلا مـن کــه خیلی از اون بهترمـ ... بعــد بــه خــودت می خنــــدی ! که اصلا واســه چی اینقـدر خودتو اذیت کردی؟! یهو یه چیــزی یادت میــاد.... یه چیز خیلــــی کوچیــک.. یه خاطره..... یه حرفـــ.... یه لبخنــد... یــــه نگاه... و بعـد ... همیـن... همیــن کافیــــه تــا بــه خودتــ بیــای و مطمئـن بشی کـه نمی تونی فراموشش کـنی!!
راستی یاد شعری افتادم که تو وب خودت بود...خیلی زیبا بود خدایـــا! سرده این پایین، از اون بالا تماشا کنـــ اگه میشـه بیــا پاییـن و دستـــــاے منـــو ها کنــ خدایـــا!سرده این پایین،ببـین دستــامـو میلرزهــ دیگه حتـے همه دنیا،به این دورے نمـے ارزهــ تو اون بالا من این پایین،دو تایـے مون چرا تنها؟ اگه لیلـے دلش گیــــره! بـــــگو مجنون چرا تنها؟ خدایــا! من دلم قرصه،کسے غیر از تو با من نیستــ خیالت از زمین راحت ،که حتـے روز،روشن نیستــ کسـے اینجا نمـے بینـه که دنیـــــــــا زیر چشماتهــ یه عمره یــــــادمـــــــون رفته،زمیـن دار مکافـاتهــ فراموشم شده گاهـے،که این پایین چه هــــا کردمــ که روزے بایـد از اینجـا بــازم پـیــش تو برگردمــ خدایــــــا! وقــت برگشـتـن یه کم با من مدارا کنــ شنیــدم گرمــه آغوشـــــت،اگه میشـه منــم جا کنــ
خیلی قشنگ بود.. ممنونم :)))+خواستم دیروز نظر واست بذارم نشد
تقدیم بتو جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت سر را به تازیانه او خم نمی کنم! افسوس بر دوروزه هستی نمی خورم زاری براین سراچه ماتم نمی کنم. با تازیانه های گرانبار جانگداز پندارد آنکه روحِ مرا رام کرده است! جان سختی ام نگر، که فریبم نداده است این بندگی، که زندگیش نام کرده است! بیمی به دل زمرگ ندارم، که زندگی جز زهر غم نریخت شرابی به جام من. گر من به تنگنای ملال آور حیات آسوده یکنفس زده باشم حرام من! تا دل به زندگی نسپارم،به صد فریب می پوشم از کرشمۀ هستی نگاه را. هر صبح و شب چهره نهان می کنم به اشک تا ننگرم تبسم خورشیدو ماه را ! ای سرنوشت، ازتو کجا می توان گریخت؟ من راهِ آشیان خود از یاد برده ام. یکدم مرا به گوشۀ راحت مرا رها مکن با من تلاش کن که بدانم نمرده ام! ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا ! زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز. شادم از این شکنجه خدا را،مکن دریغ روح مرا در آتشِ بیداد خود بسوز! ای سرنوشت، هستی من در نبرد توست بر من ببخش زندگی جاودانه را ! منشین که دست مرگ زبندم رها کند. محکم بزن به شانه من تازیانه را .
ممنونتم.... :)))) خیلی ممنونم
:(
:(((
سلام گلم چطوری؟؟؟؟:) همشهری من خوبه؟ قالبتو خیلی دوست دارم
سلااااااااااام عزیزم.... نه :(((ممنونم عزیزم
قرار شد محکم باشی...اینجوری دووم نمیاری دختر...
..... :((((
خیلی کوتاه.... خیلی زیبا... عالی بود! آپم لیلی جان
ممنونم ...میام :)
سلام ما بلندترین تاریکی (شب یلدا)را به هم تبریک میگوییم اما از کناربلندترین روشنایی (اول تیر)به راحتی میگذریم.روشنایی روزهای عمرتان بلندهمچون 1 تیر
ممنونم :)))
اما با این همه تقصیر من نبود که با این همه... با این همه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شدم
:((((
فکـــر کردی خـــوشبخــــــتـــی چیه؟ همین ک بتونی خـــودت باشـــــی (خــــــــودت بـــــــــــــــــــــاش)
اوهووم :)
برگرد که یادت را جاگذاشته ای نمیخواهم عمری در این آرزو باشم که برای برداشتنش بر میگردی... +سلام خانومی خوبی؟
:(+سلام عزیزم... نه :(
این دوره گرد پیر که مرگ است نام او هرجا که شد دلی ز عزا در می آورد مثل سکانس آخر یک ماجرا شبی سر از پلاک خانه ما در می آورد
دقیقا :((((ممنونم...
نفسم ؟؟؟؟ عزیزم؟؟؟؟ اینطوری تو مینویسی من یکی بخدا اشکم درمیاد بهترین دوستم
ممنون عالی نوشتی
ممنونم عزیزم....:)
دیگر نه "شلوار پاره" نشانه ی "فقر" است ....
نه "سکــوت" علامت "رضــایت"....
دنــیـــــــــــــــای غـــریـبـیــست
ارزشـــــــــــها "عـــــــــــــــــــوض" شـده اند
و "عـــــوضــــــــــی هــا"، بــا ارزش....
اوهووووم :((((((((((
سلام لیلی جووووون...
خوبی..
عکسی که گذاشتی عجیب خوشم اومده ازش:-)
:-*
سلام عزیزم....:)
قربونت... :)))
ای جانم... :)))
سلام، چطوری؟!
خیلی قشنگ بود! چیز دیگه ای ندارم بگم
سلام.. خوبم :)
ممنونم :))))
خوب بود به اختصار
ممنونم:)
این روزها فقط باید دل هایی عاشق شوند که تحمل دیدن خیانت را داشته باشند...!
اوهووووم :(
کم کم یاد خواهی گرفت
تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را
اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند
و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند.
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه
منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد میگیری که خیلی میارزی.
"خورخه لوئیس بورخس"
اما دیر... دیره دیر.. موقه ای که هیچ چیزبرایم نمانده جز گرد پیری:((
برگرد................................


تنهایی سردمه...
من عادت نکردم به شبهای سردم به این که نباشی نه عادت نکردم
:((((((
.....
هعییییی
خخخخ چه باحال

الان این کوجاش خنده داشت.... :|
آخــــــــــی الهی
عکس هم خیلی قشنگ بود.
آپم عزیزم
:((
:)
میام... :)
سلووووم. وب جدیدمونه حتما سر بزنیاااااا
سلاااااااااااااام
میام :)
ماندن بهانه میخواهد و نوشتن دلیل!!!
بهانه ام کو ! کجاست..!
میخـواهم بمانم ! بنویسم !
بیـا
بـــرگـــــرد
از قلمـــروت دفـاع کن . . .
دارنـد
فتــح ام می کنند
غمـــــها ...!
اوهووووم... :(((
سلام لیلی خانوم !
سلاااااااااام آقا مصطفی :)
:-)
:)
نمیدونم ولی وقتی خوندمش خندم گرفت
پررووووو :)))
برگرد..
گاهی نبودن خیلی ها بهتر از بودنشونه..
بس کمی دردعاهایمان تفکر کنیم...
شاید همینطور باشه... :(
شـده بعضی وقتـا یهــو دیگه دوستــشـ نـداشتـــه باشی؟
بـه خودتـــ میگــی اصــلا واسه چی دوستــش دارمـ؟
مگه کیه؟ مگه واسمـ چیـکـار کرده؟ ...
مگه چی داره کــه از همه بهتر باشه؟ اصلا مـن کــه خیلی از اون بهترمـ ...
بعــد بــه خــودت می خنــــدی !
که اصلا واســه چی اینقـدر خودتو اذیت کردی؟!
یهو یه چیــزی یادت میــاد.... یه چیز خیلــــی کوچیــک..
یه خاطره..... یه حرفـــ.... یه لبخنــد...
یــــه نگاه... و بعـد ... همیـن... همیــن کافیــــه
تــا بــه خودتــ بیــای و مطمئـن بشی کـه
نمی تونی فراموشش کـنی!!
راستی یاد شعری افتادم که تو وب خودت بود...خیلی زیبا بود
خدایـــا! سرده این پایین، از اون بالا تماشا کنـــ
اگه میشـه بیــا پاییـن و دستـــــاے منـــو ها کنــ
خدایـــا!سرده این پایین،ببـین دستــامـو میلرزهــ
دیگه حتـے همه دنیا،به این دورے نمـے ارزهــ
تو اون بالا من این پایین،دو تایـے مون چرا تنها؟
اگه لیلـے دلش گیــــره! بـــــگو مجنون چرا تنها؟
خدایــا! من دلم قرصه،کسے غیر از تو با من نیستــ
خیالت از زمین راحت ،که حتـے روز،روشن نیستــ
کسـے اینجا نمـے بینـه که دنیـــــــــا زیر چشماتهــ
یه عمره یــــــادمـــــــون رفته،زمیـن دار مکافـاتهــ
فراموشم شده گاهـے،که این پایین چه هــــا کردمــ
که روزے بایـد از اینجـا بــازم پـیــش تو برگردمــ
خدایــــــا! وقــت برگشـتـن یه کم با من مدارا کنــ
شنیــدم گرمــه آغوشـــــت،اگه میشـه منــم جا کنــ
خیلی قشنگ بود.. ممنونم :)))
+خواستم دیروز نظر واست بذارم نشد
تقدیم بتو
جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمی کنم!
افسوس بر دوروزه هستی نمی خورم
زاری براین سراچه ماتم نمی کنم.
با تازیانه های گرانبار جانگداز
پندارد آنکه روحِ مرا رام کرده است!
جان سختی ام نگر، که فریبم نداده است
این بندگی، که زندگیش نام کرده است!
بیمی به دل زمرگ ندارم، که زندگی
جز زهر غم نریخت شرابی به جام من.
گر من به تنگنای ملال آور حیات
آسوده یکنفس زده باشم حرام من!
تا دل به زندگی نسپارم،به صد فریب
می پوشم از کرشمۀ هستی نگاه را.
هر صبح و شب چهره نهان می کنم به اشک
تا ننگرم تبسم خورشیدو ماه را !
ای سرنوشت، ازتو کجا می توان گریخت؟
من راهِ آشیان خود از یاد برده ام.
یکدم مرا به گوشۀ راحت مرا رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام!
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا !
زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز.
شادم از این شکنجه خدا را،مکن دریغ
روح مرا در آتشِ بیداد خود بسوز!
ای سرنوشت، هستی من در نبرد توست
بر من ببخش زندگی جاودانه را !
منشین که دست مرگ زبندم رها کند.
محکم بزن به شانه من تازیانه را .
ممنونتم.... :))))
خیلی ممنونم
:(
:(((
سلام گلم چطوری؟؟؟؟:)
همشهری من خوبه؟
قالبتو خیلی دوست دارم
سلااااااااااام عزیزم....
نه :(((
ممنونم عزیزم
قرار شد محکم باشی...اینجوری دووم نمیاری دختر...
..... :((((
خیلی کوتاه....
خیلی زیبا...
عالی بود!
آپم لیلی جان
ممنونم ...
میام :)
سلام
ما بلندترین تاریکی (شب یلدا)را به هم تبریک میگوییم اما از کناربلندترین روشنایی (اول تیر)به راحتی میگذریم.روشنایی روزهای عمرتان بلندهمچون 1 تیر
ممنونم :)))
اما
با این همه
تقصیر من نبود
که با این همه...
با این همه امید قبولی
در امتحان سادهْ تو رد شدم
:((((
فکـــر کردی خـــوشبخــــــتـــی چیه؟
همین ک بتونی خـــودت باشـــــی
(خــــــــودت بـــــــــــــــــــــاش)
اوهووم :)
برگرد که یادت را جاگذاشته ای
نمیخواهم عمری در این آرزو باشم که برای برداشتنش بر میگردی...
+سلام خانومی خوبی؟
:(
+سلام عزیزم... نه :(
این دوره گرد پیر که مرگ است نام او
هرجا که شد دلی ز عزا در می آورد
مثل سکانس آخر یک ماجرا شبی
سر از پلاک خانه ما در می آورد
دقیقا :((((
ممنونم...
نفسم ؟؟؟؟
عزیزم؟؟؟؟
اینطوری تو مینویسی من یکی بخدا اشکم درمیاد بهترین دوستم
ممنون عالی نوشتی
ممنونم عزیزم....:)