1)زمان دوریت را این همه ساعت نتوانستند حساب کنند،اما حتی یک ثانیه اش از دستم در نرفت 2)سیگاری روشن میکنم کمی از آن میکشم، اما در ادامه فقط به سوختنش نگاه میکنم،چه دردناک او با آتش زندگیش را شروع کرد و با سوختن ادامه میدهد و با دود به پایان میرساند 3)زیر آب هم به هوای تو زنده ام 4)هیچ خانه ای را بی تو نمیخواهم،با تو اگر ماکتی از خانه بود برایم بس است فقط کافیست چراغهایش روشن باشد 5)اگر پرواز یادم داده بودی در آرزوی پرواز خود را در پیله ای زندانی نمیکردم تا در جهانم منزوی شوم
چـــــه ســـــخت است تشــــییع عشــــــق روی شانــــه هــــــای فراموشـــــی، وقتی میــــدانــــی پنج شنــــبه ای
نیــــست تا رهگـــــذری بر بــــی کســــی فاتحـــــه بخــــــــواند! ................................................................. مرسی که به من سرزدی آره کمر من رو هم شکست
توانگر زادهای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچهای مناظره در پیوسته که صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت پیروزه درو به کار برده به گور پدرت چه ماند خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر آن پاشیده. درویش پسر این بشنید و گفت تا پدرت زیر آن سنگهای گران بر خود بجنبیده باشد پدر من به بهشت رسیده باشد. خـــــــــــر که کمتر نهنــــد بروى بار
۱.ساعت ها را بگوئید بایستند بی تو بودن را نیازی به شمارش نیست ۲.تنهای هایم را با هیچ کس قسمت نمیکنم... وقتی که تو باید باشی که نیستی ۳.با تو روی آب ... زیر آب هیچ فرقی ندارد ۴.کلبه ی حزن آلود من بی تو با هیچ چراغی روشن نمیشود... ۵.با یادت پرواز کردم به اوج عشق اما شکست تاوان با تو پریدن بود...
+شرمنده به خاطر بد بودنشون...(از خودم بود) +موفق باشی رفیق.
1 تک تک لحظه ها رو تنها بودن بهتر بودن با هر کس . ناکسی است 2 در این شهر تنهایی ، تنها لحظاتی است که دارم 3 با تو بودن رو میشه همه جا تحمل کرد حتی زیر آب 4 تصویرش که خارجی ولی من در مورد اوضاع ایران میگم داشتن یه خانه عروسکی هم تو این زمونه آرزوست 5 خاطرات با تو بودن دارن لحظه به لحظه از ذهنم پر میکشن
بدجور خرابمو،حال دلم بده زخمت به دلخوشیم،رنگ عزا زده بدجورکلافه م از،این بخت نارفیق یکبارعاشقو،یکباردل زده اما چه بیصدا،بال وپرم شکست چه ساده وچه زود،غم رودلم نشست زخم خیانتت یه زخم کاری بود بی شکبه این غمت چشم انتظاری بود
نفرین به عاشقی وقتی یه بازیه حتی دوس داشتنش یه صحنه سازیه
لیلی جان سلام...
شعرهایت واقعا زیبا و دلنشین بود..
خیلی لذت بردم پاینده باشید
سلام
ممنونم...اما شاعرشون من نیستم...
ممنون...شما هم...
راستی وبلاگتون واسه من باز نمیشه...
سلام لیلی جون تصویرای خوشگلی هستن هزاران حرف نگفته از هرکدومشو میشه نوشتتتتتتت
سلام عزیزم....
ممنونم... خب پیچوندی گلم....
سلام...
کاش این راه رفتنی رو میشد زودتر گذروند...زندگی رو میگم
و ...
سکوت
سلام....
نمیدونم...بعضی وقتا آره بعضی وقتا نه...
1)زمان دوریت را این همه ساعت نتوانستند حساب کنند،اما حتی یک ثانیه اش از دستم در نرفت
2)سیگاری روشن میکنم کمی از آن میکشم، اما در ادامه فقط به سوختنش نگاه میکنم،چه دردناک او با آتش زندگیش را شروع کرد و با سوختن ادامه میدهد و با دود به پایان میرساند
3)زیر آب هم به هوای تو زنده ام
4)هیچ خانه ای را بی تو نمیخواهم،با تو اگر ماکتی از خانه بود برایم بس است فقط کافیست چراغهایش روشن باشد
5)اگر پرواز یادم داده بودی در آرزوی پرواز خود را در پیله ای زندانی نمیکردم تا در جهانم منزوی شوم
امیدوارم خوب باشن
چیز دیگه ای به ذهنم نرسید
خیلی زیبا بود... ممنونم...
چـــــه ســـــخت است تشــــییع عشــــــق روی شانــــه هــــــای فراموشـــــی، وقتی میــــدانــــی پنج شنــــبه ای
نیــــست تا رهگـــــذری بر بــــی کســــی فاتحـــــه بخــــــــواند!
.................................................................
مرسی که به من سرزدی
آره کمر من رو هم شکست
ممنونم
+خواهش...
دم "ساده دل" گرم کار مارو ساده کرده ، هرچی ایشون گفت همون
+ عکس دوم " دقیقاً" اینروزای منه ، دقیقاً!!
تنبل...
+
توانگر زادهای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچهای مناظره در پیوسته که صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت پیروزه درو به کار برده به گور پدرت چه ماند خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر آن پاشیده. درویش پسر این بشنید و گفت تا پدرت زیر آن سنگهای گران بر خود بجنبیده باشد پدر من به بهشت رسیده باشد.
خـــــــــــر که کمتر نهنــــد بروى بار
بى شک آسوده تر کند رفــــتـــــــار
مرد درویش که بار ستم فاقه کشید
به در مرگ همــــــــانا که سبکبار آید
به همه حال اسیری که ز بندی برهد
بهتر از حــــــــال امیری که گرفتار آید
ممنونم...خیلی جالب بود
دومی و سومی رو دوست داشتم
کلی حرف داشتن.ولی درگوشی گفتن. گفتن به لیلی نگو
ممنونم عزیزم
از دست تو
سکوتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پلک شاهد مرگ لحظات مژه ها خیل سیاه پوش
افسوس
یکم وزن سنگینی داره....
چون که گل رفت و گلستان شد خراب
شاید گلابی هم نباشد
زیبا بود
سلام آپم
سلام
میام
۱.ساعت ها را بگوئید بایستند
بی تو بودن را نیازی به شمارش نیست
۲.تنهای هایم را با هیچ کس قسمت نمیکنم...
وقتی که تو باید باشی که نیستی
۳.با تو روی آب ... زیر آب هیچ فرقی ندارد
۴.کلبه ی حزن آلود من بی تو با هیچ چراغی روشن نمیشود...
۵.با یادت پرواز کردم به اوج عشق
اما شکست تاوان با تو پریدن بود...
+شرمنده به خاطر بد بودنشون...(از خودم بود)
+موفق باشی رفیق.
ممنونم عزیزم....دشمنت شرمنده...خیلی هم خب
+ممنونم
سلام عزیزم.........

توقع نداری برای اینا جمله بنویسم که...........
من از اول دبستان تو این مورد مشکل داشتم به خدا.....
سلام گلم

جدی!
جدیه جدی..............
ای وااااااااااااااااااااااااای...
تو برو...
من هم برای این که راحت تر بروی...
میگویم..:برو خیالی نیست...!!!
اما...
کیست که نداند...
بی تو..تنها چیزی که هست...
خیال توست...!!!
زیبا بود...ممنونم
1

تک تک لحظه ها رو تنها بودن بهتر بودن با هر کس . ناکسی است
2
در این شهر تنهایی ، تنها لحظاتی است که دارم
3
با تو بودن رو میشه همه جا تحمل کرد حتی زیر آب
4
تصویرش که خارجی ولی من در مورد اوضاع ایران میگم
داشتن یه خانه عروسکی هم تو این زمونه آرزوست
5
خاطرات با تو بودن دارن لحظه به لحظه از ذهنم پر میکشن
ممنونم...نظرات جالبی بود
+ 4 سیاسی بودا
بدجور خرابمو،حال دلم بده
زخمت به دلخوشیم،رنگ عزا زده
بدجورکلافه م از،این بخت نارفیق
یکبارعاشقو،یکباردل زده
اما چه بیصدا،بال وپرم شکست
چه ساده وچه زود،غم رودلم نشست
زخم خیانتت یه زخم کاری بود
بی شکبه این غمت چشم انتظاری بود
نفرین به عاشقی وقتی یه بازیه
حتی دوس داشتنش یه صحنه سازیه
خسته ام رفیق
نه اینکه کوه کنده باشم،نه!
دل کنده ام ، دل ...
ساقیا جـام مـیام ده که نگارنده غـیـب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
نمیدونم چرا با دیدن عکس2 فقط همین به ذهنم اومد:
من مانده ام تنهای تنهااااااااااااااااا
من مانده ام تنها میان سیل غمهاااااااا........
عکسا قشنگ بودن
چ باحال... خوشمان آمد
"دست های کودکی"
دیگر یاد گرفته ام
چگونه خودم را هزار دفعه
از اول بشمارم و
همیشه یک نفر کم بیاورم
تا وقتی به خیابان می روم
ول نکنم دست های کودکیم را
تا هر چقدر که دلم می خواهد
گم شوم...
1) انتظار
2) مات
3)عشق بی هوا
4)در حسرت خانه
5)ســــــــــــــکـوت
ســـــــــــــــــــلام
ممنونم از حضورت....
+ســــــــــــــــــــــــــــــلام