این روزها، همه فروشنده شده اند
دیگر خبری از تورم نیست
من شعرهایم را می فروشم
دخترک هفت ساله، گل هایش را می فروشد
آن مرد چهل ساله، کلیه اش را
و زیباتر از همه
آن زن سی ساله، اندامش را
اینجا، همه چیز آرام است
راحت بخوابید...
********************************
دچار تناقض عجیبی شده ام...
مرگ حقه
حق گرفتنیه
اما...
خودکشی گناهه!!!
******************************
جسارت میخواد نزدیک شدن به افکار زنی که
درد بی کسی رابه مسلخ کوچه پس کوچههای شهر برده
زنی که هر شب
به پابوس کابوسهای مردانه میرود
و سحر گاه
لحافش را پر می کند از هق هق تنهایی بی مرزش
ای روزگار لعنتی
با دختران غریب خود چه میکنی!!!
پ.ن: بر روی, ریل زمان لنگ لنگان, راه میروم آخرین ایستگاه را میشود دید
دلگرمی هایم همان چوب دستیست که دیگر ,راه خانه را به تنهایی می یابد
بی من
بی او
کسی, فکر ما شدن نیست.....
مجنون که باشی
تلخ که باشی
هزار شیرین که بیایند به تو لبخند بزنند
فقط میخندی تو لیلی ات را میخواهی. . .[لبخند]
زیبا بوووووووووووود...ممنونم
سلام (:



ولی من عمرن شعرهامو نمیفروشم
کاش خودکشی گناه نبود،یه لحظه هم درنگ نمیکردم...
خیلی قشنگ بودن ، مغسی
سلام:)

باریکلا به شوووووووووما
باز دوباره دلت هوس فحش کرده ها....
ممنونم...خواهش
باور کن هوس کرده ام که تو باشی و من باشم
و هیچکس نباشد آنگاه داغترین آغوشها را از تنت
و شیرین ترین بوسه ها را از لبانت بیرون کشم
به تلافی تمام روزهایی که میخواستمت و نبودی...
+خعلی عالی بودن متنهاتون...
خیلی زیبا بود ...ممنونم
ممنون.لطف داری
گاهی لازمه کرکره زندگیم بکشم پایینو یه پارچه سیاه بزنم رو درش وبنویسم کسی نمرده .فـقط دلم گرفته
همینطوره...اما ؛فقط؛ کافی نیست.....
سلام
قالبت مبارک...
مطلبت قشنگ بود
ببخشید نیومدم.گفتم شاید دوست نداشته باشی
سلاااااااااااااااااااااااام
ممنونم
مرسی......
چرا این فکرو کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو همیشه باید بیای.....
اگه کامنت گذاشتی,اصلا نیومده عزیزم!!!
نمیدونم
وااااااااااااااااااااای جدی؟
سلام
واقعیت
اما
ما چقدر غم همدیگر را خوردیم
در چنبره دوستی
ایا در این بیابان در هنگام تشنگی
از جرعه ی ابی گذشتیم
ایمانمان تا چند لقمه بود
خدا را چقدر باور داشتیم
مگر نه قرار بود بمیریم از گشنگی
ولی زندگی با تن فروشی
ما بخود بد کردیم
لیلی مطلبت پر درد بود
سلام....
من چند وقت یبار از این مطالب میذارم...اگه ناراحت میشید شرمنده...
خوجل بود عزیزم
کیف کدم
منم آپممممممممممممم
سر بزن
ممنونم عزیزم
چشم...
میزی برای کار ،
کاری برای تخت ،
تختی برای خواب ،
خوابی برای جان ،
جانی برای مرگ ،
مرگی برای یاد ،
یادی برای سنگ ،
این بود زندگی ... حسین پناهی
جملاتش حرف نداره...
گاه
سکوت بیجا
همه چیز را بر باد میدهد!
همانگونه که حرّافی تمام آرامش را!
ممنونم
اوه اوه چه مطالب متحیر کننده ای
دخترک هفت ساله، گل هایش را می فروشد
آن مرد چهل ساله، کلیه اش را
و زیباتر از همه
آن زن سی ساله، اندامش را
ازین خوشم اومد
بله....چی فکر کردی....
اونوقت دقیقا از کدوم خطش خوشت اومده؟؟؟؟
قشنگ بود عزیزم.
قالب جدید مبارک
منم اپم
ممنونم عزیزم....
لطف داری
میام
در دنیا فقط یک نفر وجود دارد که باید همیشه سعی کنید از او بهتر باشید و آن کسی نیست جز گذشته ی خودتان !
همینه...
ممنونم
این روزگار ، این دوره زمانی ، زمانی شده که ناراحتی و غم ، سختی و تنگدستی تو جامعه بیداد میکنه
روزای سختیه برای جوانا دختر و پسر نداره
دقیقا همینطوره....
این پستتم خعللللللللللللی قشنگ بود
ممنونم
مطالبت واقعا قشنگ بود از صمیم قلب ممنونم.
حکم اعدام بود...
اعدامی لحظه ای مکث کردو بوسه ای بر طناب زد...!!!
دادستان گفت: صبر کنید اقای زندانی این چه کارست؟
زندانی خنده ای کرد وگفت: بیچاره طناب نمیگذارد زمین بیوفتم!!!!
اما ادما....
بد جوری زمینم زدند
خواهش .. ممنونم از شما.. :))
آدرستونو نمیذارین ؟