چقدر سخت است که لبریز باشی از "گفتن" ولی در هیچ سویت مرحمی نباشد....
خیلی زیبا بود...ممنونم
خبری نیست از پرستوها،گفته بودند برنمیگردندآسمان سیاه شهر مرا، این کلاغان سیاهتر کردندشاخهها هیزمی رسیده شدند، میوهی تلخ شاخه حسرت شدچشم من خشک و زرد میبیند یا درختان شهر من زردند؟شعبده بازی است در هر کنج، شهر در باورش نمیگنجدباغبانها به باغ دل دادند، از گل پونه مار پروردنددر گلو ناودان فرو میریخت، بغض یک آسمان شکستن رالانهی گرم لکلکان خالیست، دودکشهای خانهها سردندکار دیگر گذشته است از کار، جای باران تگرگ میباردزخم شمشیر آسمان کاریست، زخمها زخم و دردها دردند
به دنبالت ندیدی سایهی مردی پشیمان را؟کسی که میشناسد لهجهی سنگین باران را؟پس از تو زردیام را سیلی هر دست قرمز کردچه ارزان میفروشم سیبهای سرخ لبنان را!...دلم دریاست بی تو کوسهها در من کمین کردندکشانده بوی خون این وحشیان تیز دندان راپس از تو عطر لاهیجانی صد قوری چینیپس از تو چای مهمان کردهام هر حجله شیطان رابیا و فرض کن پیراهنت را باد با خود بردکه رسوا کرد یوسف شهر کنعان را ... تو تهران رادوسیبی پرتقالی طعم لیمو میدهی گاهیبیا و چاق کن با طعم تنباکوییات جان را
بسیار زیبا...ممنونم
کودکی کنجکاو می پرسد: ایها الناس ، عشق یعنی چه؟ دختری گفت: اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و ز خم و تاول کف دست پدرش گفت: بچه ساکت باش بی ادب ، این به تو نیامده است رهروی گفت: کوچه ای بن بست سالکی گفت: راه پر خم و پیچ در کلاس سخن معلم گفت: عین و شین است و قاف ، دیگر هیچ دلبری گفت: شوخی لوسی است تاجری گفت : عشق کیلو چند؟ مفلسی گفت: عشق، پرکردن شکم خالی زن و فرزند شاعری گفت: یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه عاشقی گفت: خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه شیخ گفتا: گناه بی بخشش واعظی گفت : واژه بی معناست زاهدی گفت: طوق شیطان است محتسب گفت: منکر عظما است قاضی شهر عشق فرمود حد هشتاد تازیانه به پشت جاهلی گفت: عشق را عشق است پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت رهگذر گفت: طبل تو خالی است یعنی آواز آن ز دور خوشست دیگری گفت: از آن بپرهیزید یعنی از دور کن بر آتش دست چون که بالا گرفت بحث و جدل بین آن قیل و قال من دیدم طفل معصوم با خودش می گفت: من فقط یک سوال پرسیدم !
خیلی جالب بود...ممنونم
در برابر وحشی ترین تازیانه ها،سکوت مردانه و غرورآمیز مرد نباید بشکند.در برابر هیچ دردی،لب مرد به شِکوه نباید آلوده گردد.من از نالیدن بیزارم.سنگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش،تناه می توانند مرا به سکوت وادارند.نالیدن،زاریدن،گله کردن،شکایت،بد است!
بهونم ، چند تا سلام کنم جوابمو می دی ؟ببینم یواشکی احوال ما رو پرسیدی ؟نامه رو وقتی نوشتم خودمم می لرزیدمفدای چشات ، تو که از خط من نلرزیدیبیقراری مث موهات تو دلم موج می زنهمی دونم تو اینو از لرزش حرفا فهمیدیوسط نامه ببخش بد جوری بغضم ترکیدنازنینم تو که از صدای اون نترسیدیمن فدای رگه های ناز چشم روشنتچیه باز به لحن این دیوونگی ها خندیدیحق داری بخندی و راستی دستت درد نکنهسر زدی به یه دیوونه ی غریب تبعیدیراستی اون شب یادته کاشکه واست مرده بودممن می خواستم بمیرم پیش چشات ، خودت دیدی ؟چیه باز که با غضب داری نگاهم می کنیاین دفه درباره ی من چه چیزایی شنیدیجوابی که داده بودم ، به خودم ، دیشب رسیددوست ندارم بدونن جواب به نامه م نمی دیتو رو جون آسمون به غیرتت بر نخورهنکنه اینجا به بعد و نخونی ، چون رنجیدیرنگ خونه چشام از بس که تو رو ندیدمتمث تصویر غروب تو اوج برف و سفیدییه روزایی دیدنت چاره ای داشت ، دعا می خواسحالا نه دعا واسم فایده داره ، نه امیدیخورشید اونجاها حتما دیگه روزم می خوابهآخه تو به جای اون هم روز و هم شب تابیدیببینم تعارف و یه دیقه گذاریم کناراونجا چند تا دل بیچاره رو بردی ، دزیدی ؟آره بد سوالی بود تو اینو نشنیده بگیرمث نمره ی تک کارنامه ی یه تجدیدیتو که می دونی دلم گذشته کارش از ایناحتی بشنو اگه تو به یکی شون رسیدیمی میره ، اما واسه خوشیت دها ها می خونهراس بگو این جور دیوونه ای تو عمرت تو دیدی ؟بگذریم خلی نوشتم ، زحمتت نبود بخونمعذرت می خوام که فرضا تو بهم جواب می دیماهی که با این که اسفنده ، ولی دود نمی شههمیشه معروفه به ماه عزیز خورشیدیاز خودت مواظبت آن هر جوری که دوس داریمجنونت ، یا دوونت ، هر لقبی پسندیدی
ﺑـــﻪ ﺑﻌﻀــﯽﻫـــﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭﺑﻬــــــــﺎ ﻣﯿـــﺪﯼ ﮐـﻪ ﯾـﻪ ﺭﻭﺯﺧــﻮﺩﺗــﻢ ﺩﯾﮕـﻪﻧﻤﯿﺘـــــﻮﻧـﯽ ﺑﺨــــﺮﯾـــﺶ!!.. ..
دقیقا...
سلآمـ نآیس بود خیلییییی :)
سلامممنونم
وای خیلی قشنگ بود.زندگی ما از همون ابتدا، انتهای کار بود، تواین دنیا فقط سوختن رو تجربه کردیم .همین...
ممنونم...دقیقا همینطوره....
zendegi vaghei ham hamineh :D
دقیقا....ونمیشه باهاش جنگید یا کنارش زد..
درود اجـــــــــــی ...میـــــــــــسی از دعوتتـــــــــــخیلـــــــــــی اپتـــــــــــ زیبا بود . یعنی فـــــــــــوق العادهـــــــــــ بود
ممنونم عزیزم که سر میزنی...خواهش...بازم ممنون
همه جا قصه ی دلدادگی مجنون استهیچکس را خبری نیست که لیلی چونست ؟
ممنونم...زیبا بود...
زنـــבگـــــے چــه اتـــفـــاق غــــم انــگــیــزی ســتوقـــتــیتــنــــــــــــــهــــــایــــــــــــے اتســــال هــــا از تــو بــــزرگــــتـــر بـــاشـــد
بر لبــــــان چاپلین به روی صحنــــــهلبخنــــــــدی بودکه تداعــــــــی می کــــــــرددردهــــــــای بزرگ رانمی تـوان گریست . .
ممنونم...زیبا بود
وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی
دقیقا...ممنونم
سلام عزیزم مرسی از حضورت چه عکس نایسی... موفق باشی عزیزم
سلام عزیزم...خواهشممنونم...
سلام من برگشتم
سلام..اینا چی بود دوستت میگفت؟
هی داد بیداد
سلام بیا بخون ببین چه خبر بوده
سلامالان میام
چقدر سخت است که لبریز باشی از "گفتن"
ولی در هیچ سویت مرحمی نباشد....
خیلی زیبا بود...ممنونم
خبری نیست از پرستوها،گفته بودند برنمیگردند
آسمان سیاه شهر مرا، این کلاغان سیاهتر کردند
شاخهها هیزمی رسیده شدند، میوهی تلخ شاخه حسرت شد
چشم من خشک و زرد میبیند یا درختان شهر من زردند؟
شعبده بازی است در هر کنج، شهر در باورش نمیگنجد
باغبانها به باغ دل دادند، از گل پونه مار پروردند
در گلو ناودان فرو میریخت، بغض یک آسمان شکستن را
لانهی گرم لکلکان خالیست، دودکشهای خانهها سردند
کار دیگر گذشته است از کار، جای باران تگرگ میبارد
زخم شمشیر آسمان کاریست، زخمها زخم و دردها دردند
خیلی زیبا بود...ممنونم
به دنبالت ندیدی سایهی مردی پشیمان را؟
کسی که میشناسد لهجهی سنگین باران را؟
پس از تو زردیام را سیلی هر دست قرمز کرد
چه ارزان میفروشم سیبهای سرخ لبنان را!...
دلم دریاست بی تو کوسهها در من کمین کردند
کشانده بوی خون این وحشیان تیز دندان را
پس از تو عطر لاهیجانی صد قوری چینی
پس از تو چای مهمان کردهام هر حجله شیطان را
بیا و فرض کن پیراهنت را باد با خود برد
که رسوا کرد یوسف شهر کنعان را ... تو تهران را
دوسیبی پرتقالی طعم لیمو میدهی گاهی
بیا و چاق کن با طعم تنباکوییات جان را
بسیار زیبا...
ممنونم
کودکی کنجکاو می پرسد:
ایها الناس ، عشق یعنی چه؟
دختری گفت: اولش رویا
آخرش بازی است و بازیچه
مادرش گفت: عشق یعنی رنج
پینه و ز خم و تاول کف دست
پدرش گفت: بچه ساکت باش
بی ادب ، این به تو نیامده است
رهروی گفت: کوچه ای بن بست
سالکی گفت: راه پر خم و پیچ
در کلاس سخن معلم گفت:
عین و شین است و قاف ، دیگر هیچ
دلبری گفت: شوخی لوسی است
تاجری گفت : عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت: عشق، پرکردن
شکم خالی زن و فرزند
شاعری گفت: یک کمی احساس
مثل احساس گل به پروانه
عاشقی گفت: خانمان سوز است
بار سنگین عشق بر شانه
شیخ گفتا: گناه بی بخشش
واعظی گفت : واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است
محتسب گفت: منکر عظما است
قاضی شهر عشق فرمود
حد هشتاد تازیانه به پشت
جاهلی گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالی است
یعنی آواز آن ز دور خوشست
دیگری گفت: از آن بپرهیزید
یعنی از دور کن بر آتش دست
چون که بالا گرفت بحث و جدل
بین آن قیل و قال من دیدم
طفل معصوم با خودش می گفت:
من فقط یک سوال پرسیدم !
خیلی جالب بود...ممنونم
در برابر وحشی ترین تازیانه ها،
سکوت مردانه و غرورآمیز مرد نباید بشکند.
در برابر هیچ دردی،
لب مرد به شِکوه نباید آلوده گردد.
من از نالیدن بیزارم.
سنگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش،
تناه می توانند مرا به سکوت وادارند.
نالیدن،زاریدن،گله کردن،شکایت،بد است!
بهونم ، چند تا سلام کنم جوابمو می دی ؟
ببینم یواشکی احوال ما رو پرسیدی ؟
نامه رو وقتی نوشتم خودمم می لرزیدم
فدای چشات ، تو که از خط من نلرزیدی
بیقراری مث موهات تو دلم موج می زنه
می دونم تو اینو از لرزش حرفا فهمیدی
وسط نامه ببخش بد جوری بغضم ترکید
نازنینم تو که از صدای اون نترسیدی
من فدای رگه های ناز چشم روشنت
چیه باز به لحن این دیوونگی ها خندیدی
حق داری بخندی و راستی دستت درد نکنه
سر زدی به یه دیوونه ی غریب تبعیدی
راستی اون شب یادته کاشکه واست مرده بودم
من می خواستم بمیرم پیش چشات ، خودت دیدی ؟
چیه باز که با غضب داری نگاهم می کنی
این دفه درباره ی من چه چیزایی شنیدی
جوابی که داده بودم ، به خودم ، دیشب رسید
دوست ندارم بدونن جواب به نامه م نمی دی
تو رو جون آسمون به غیرتت بر نخوره
نکنه اینجا به بعد و نخونی ، چون رنجیدی
رنگ خونه چشام از بس که تو رو ندیدمت
مث تصویر غروب تو اوج برف و سفیدی
یه روزایی دیدنت چاره ای داشت ، دعا می خواس
حالا نه دعا واسم فایده داره ، نه امیدی
خورشید اونجاها حتما دیگه روزم می خوابه
آخه تو به جای اون هم روز و هم شب تابیدی
ببینم تعارف و یه دیقه گذاریم کنار
اونجا چند تا دل بیچاره رو بردی ، دزیدی ؟
آره بد سوالی بود تو اینو نشنیده بگیر
مث نمره ی تک کارنامه ی یه تجدیدی
تو که می دونی دلم گذشته کارش از اینا
حتی بشنو اگه تو به یکی شون رسیدی
می میره ، اما واسه خوشیت دها ها می خونه
راس بگو این جور دیوونه ای تو عمرت تو دیدی ؟
بگذریم خلی نوشتم ، زحمتت نبود بخون
معذرت می خوام که فرضا تو بهم جواب می دی
ماهی که با این که اسفنده ، ولی دود نمی شه
همیشه معروفه به ماه عزیز خورشیدی
از خودت مواظبت آن هر جوری که دوس داری
مجنونت ، یا دوونت ، هر لقبی پسندیدی
خیلی زیبا بود...
ممنونم
ﺑـــﻪ ﺑﻌﻀــﯽﻫـــﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ
ﺑﻬــــــــﺎ ﻣﯿـــﺪﯼ ﮐـﻪ ﯾـﻪ ﺭﻭﺯ
ﺧــﻮﺩﺗــﻢ ﺩﯾﮕـﻪ
ﻧﻤﯿﺘـــــﻮﻧـﯽ ﺑﺨــــﺮﯾـــﺶ!!.. ..
دقیقا...
ﺑـــﻪ ﺑﻌﻀــﯽﻫـــﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ
ﺑﻬــــــــﺎ ﻣﯿـــﺪﯼ ﮐـﻪ ﯾـﻪ ﺭﻭﺯ
ﺧــﻮﺩﺗــﻢ ﺩﯾﮕـﻪ
ﻧﻤﯿﺘـــــﻮﻧـﯽ ﺑﺨــــﺮﯾـــﺶ!!.. ..
سلآمـ نآیس بود خیلییییی :)

سلام
ممنونم
وای خیلی قشنگ بود.
زندگی ما از همون ابتدا، انتهای کار بود، تواین دنیا فقط سوختن رو تجربه کردیم .همین...
ممنونم...
دقیقا همینطوره....
zendegi vaghei ham hamineh :D
دقیقا....ونمیشه باهاش جنگید یا کنارش زد..
درود اجـــــــــــی ...

میـــــــــــسی از دعوتتـــــــــــ
خیلـــــــــــی اپتـــــــــــ زیبا بود . یعنی فـــــــــــوق العادهـــــــــــ بود
ممنونم عزیزم که سر میزنی...خواهش...بازم ممنون

همه جا قصه ی دلدادگی مجنون است
هیچکس را خبری نیست که لیلی چونست ؟
ممنونم...زیبا بود...
زنـــבگـــــے چــه اتـــفـــاق غــــم انــگــیــزی ســت
وقـــتــی
تــنــــــــــــــهــــــایــــــــــــے ات
ســــال هــــا از تــو بــــزرگــــتـــر بـــاشـــد
خیلی زیبا بود...
ممنونم
بر لبــــــان چاپلین به روی صحنــــــه
لبخنــــــــدی بود
که تداعــــــــی می کــــــــرد
دردهــــــــای بزرگ را
نمی تـوان گریست . .
ممنونم...زیبا بود
وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی
دقیقا...
ممنونم
سلام عزیزم مرسی از حضورت
چه عکس نایسی... موفق باشی عزیزم
سلام عزیزم...خواهش
ممنونم...
سلام من برگشتم
سلام..
اینا چی بود دوستت میگفت؟
هی داد بیداد
سلام بیا بخون ببین چه خبر بوده
سلام
الان میام