X
تبلیغات
رایتل





اینجا هنوز دختری هست که لبــــخنـــد میزند ....

از عشق بدم می آید ، یکبار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم

چه قرصی مصرف کرده اند اسکله ها ؟

تا زانو در آب نشسته اند در برابر غروب که چه چیزی را به یاد بیاورند ؟



آیا کسی هست شهادت بدهد ما در نگاتیو های سوخته می خندیم !!!

|شنبه 9 اسفند 1393| 10:06|سُهره 2 نظر

گاهی معشوق

برخلاف قانون فیزیک عمل می کند

هر چه به او نزدیکتر میشوی

دورتر به نظر می رسد

هر چه فاصله اش بیشتر می شود

بزرگتر به نظر می رسد

چشم می بندی .... می بینی اش

چشم باز میکنی ..... نیست


هر گاه دیدی چنین است

صمیمانه به خودت 


تسلیت بگو .....

|پنج‌شنبه 23 بهمن 1393| 17:54|سُهره 4 نظر

روز چون تیر و کمان 

اگرچه نزدیک


ولی 

پیوستن ما نهایتش فاصله بود


من

کاناپه ای پوسیده در باران


تو 

سربازی دور افتاده با گلوله ای در پهلو 

|پنج‌شنبه 23 بهمن 1393| 17:49|سُهره 2 نظر

" بی گناه


داشت پای چوبه دار می خندید 

نمی دانست دوره ضرب المثل ها تمام شده است......




|جمعه 26 دی 1393| 18:09|سُهره 9 نظر

مجبورم کردن استعفا بدم تا کارمند سابقشون برگرده......



+خودمو مرور میکنم


اینجانب لیلی ، 23 ساله ، لیسانس جهانگردی، بیکار ....................... بدون حتی یه دوستی که بشه باهاش بیرون رفت.


اینجانب .....


دارد تمام می شود.

|شنبه 20 دی 1393| 13:25|سُهره 7 نظر
<<  1    2    3    4    5    ...    38  >>
miss-a

link
archive
category
friends
designer
miss-a