X
تبلیغات
رایتل





اینجا هنوز دختری هست که لبــــخنـــد میزند ....

از عشق بدم می آید ، یکبار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم

مرا

احاطه کرده اند

در های  بسته

جاده های نا تمام

تفنگی روی شقیقه

که دستور رفتن

بندی بر پا

که تمنای بودن

 .

.

یک جا بایددست شست

یک جا باید دل کند

پشت بر هر آنچه که خاستنی است

.

.

 

دست هایم را شسته ام

دلم را

اما چه کنم؟

رنگت از دل …

نمی رود که نمی رود

.

|سه‌شنبه 17 تیر 1393| 09:20|سُهره 6 نظر
miss-a

link
archive
category
friends
designer
miss-a