X
تبلیغات
رایتل





اینجا هنوز دختری هست که لبــــخنـــد میزند ....

از عشق بدم می آید ، یکبار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم

دعایِ باران خواندیم

نه برای خشکسالی

ما اندوهگین بودیم

می خواستیم قدم بزنیم وُ

گریه کنیم


شهریار بهروز


******************

از بادها خسته‌ام

از دریا دلم گرفـــته است

همچون قایقی که بر دستِ آب مانده،

نمی‌دانم کجای جهان آرام خواهم گرفت...!


یاور مهدی پور


********************

اگر کسی مرا خواست، بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند.

و اگر اصــرار کرد، بگوییـد برای دیدنِ طوفان‌ها رفــته است!

و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید:

رفته است،

تا دیگر بازنگردد...!


استاد مرحوم، بیژن جلالی


*********************


بازنده منم، که در را باز می‌گذارم

شاید که بازگردی...


دزد هــم که بیاید

چـــیز مهمی برای بردن نمی‌یابد!


مـهم من بــودم،

که تُـو بُـــردی...!


سینا به‌منش


|یکشنبه 14 مهر 1392| 19:26|سُهره 17 نظر
miss-a

link
archive
category
friends
designer
miss-a