X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان





اینجا هنوز دختری هست که لبــــخنـــد میزند ....

از عشق بدم می آید ، یکبار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم

برای من کمی از دست هایت را بفرست

حالم بد است

دیوار ها

تعادل شان را

از دست داده اند


همیشه فرصت افتادن هست

همیشه فرصت در خاک غلت زدن

همیشه فرصت در جوی پر لجن دراز شدن

همیشه فرصت مردن

همیشه فرصت کمی از دست های تو اما برای من

چقدر کم است


حافظ موسوی

************************

وضعیت خوبی ندارم

مرا ببخش

دستم از اشیا رَد می‌شود،

رَد می‌شود از تلفن

فراموشـت نکـرده‌ام

فقط کمی ..

کمی،

مُــرده‌‌ام!


رسول یونان

*************************

و نمی پرسی حتی گاهی:

هی فلانی

هی تو که رادیوی عصر

جغرافیای تنت را

بحرانی گزارش می کند مدام

چه می کنی با کوهی که بر دلت کاشته ام!؟


برای زمین گیر کردنِ من

نخندیدنت کافی بود

این کوه

که کاشتی

سنگین تر از این حرف ها بود


مهدیه لطیفی

|چهارشنبه 10 مهر 1392| 16:52|سُهره 12 نظر
miss-a

link
archive
category
friends
designer
miss-a