اینجا هنوز دختری هست که لبــــخنـــد میزند ....

از عشق بدم می آید ، یکبار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم

شَستش را

حواله کرد

به نجات غریق

وَ غرق شد در رویایی که تا زانوهایش نمی رسید


جسدش را که از شعر بیرون کشیدند

هنوز

می خندید.


علی رضا حسینی


*****************

مه

مرزها را گرفته‌ست

و اینکه چه پرچمی در باد تکان می‌خورد

فرق زیادی ندارد

با اینکه چه بادی پرچم سرزمینم را تکان می‌دهد،

و نقطه‌ای تاریک

در آسمان می‌چرخد


مه

سرزمینم را گرفته‌ست

خانه‌ها دنبال سقف‌هایشان

درخت‌ها دنبال شاخه‌هایشان

و نقطه‌ای تاریک،

آسمان را دنبال خودش می‌گردد


مه

دستِ سرزمینم را گرفته و می‌بَرد

ما

در خانه‌های بی‌سقف سردمان می‌شود،

به کرسیِ مادربزرگ‌ها پناه می‌بریم،

کلاغ‌ها دوباره لباسِ پَر می‌پوشند،

فصل آخرِ این قصه شکل می‌گیرد،

و نقطه‌ای تاریک

در پایان سطر آخر این شعر

دفن می‌شود.


لیلا کردبچه

*****************

عمر نیست

این‌که با تو می‌گذرد

لحظات رفته‌ی من است

که به من بازمی‌گردد.


مریم ملک‌دار

*********************************************************


+امروز تولد بهترینه ... تولدت مبارک زندگی 



|شنبه 19 مرداد 1392| 12:23|سُهره 15 نظر
miss-a

link
archive
category
friends
designer
miss-a